
در پایان روز اول بازدید کاری از هند، ولادیمیر پوتین به یک پرسش رسانهای پاسخ داد.
* * *
پرسش:امروز به طور مفصل در مورد کشورهای بریکس صحبت کردید. من میخواهم پرسشی در مورد کشوری بپرسم که اگرچه از نظر جغرافیایی از اینجا دورتر است، اما شاید برای شما شخصاً نزدیکتر باشد - آلمان. همانطور که میدانید، اخیراً انتخابات در ساکسونی برگزار شده است، جایی که حزب جایگزین برای آلمان پیروزی قاطعانهای به دست آورد. به نظر میرسد روند مشابهی نیز در مکلنبورگ-وستر پامرانیا در حال شکلگیری است. نظر شما در مورد این تحولات چیست؟
ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه:من قصد ندارم و همچنین نخواهم کرد که در مورد مسائل مربوط به تحولات سیاسی داخلی در حال وقوع در جمهوری فدرال آلمان نظر بدهم.
با این حال، مواردی وجود دارند که در این زمینه شایسته توجه هستند - و من توضیح خواهم داد چرا. به نظر من، همه چیزهایی که در حال حاضر در اروپا به طور کلی اتفاق میافتند، نتیجه اشتباهات سیستماتیک مرتکب شده توسط غرب، یا به طور دقیقتر، گروههای جهانی غرب، در حوزههای سیاسی، امنیتی و اقتصادی است.
همه مستعد اشتباه هستند. ما نیز اشتباهات متعددی مرتکب شدهایم، همانند جهان گستردهتر. اما مشکل برای غرب جهانی این است: پس از پایان جنگ سرد و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، خود را در قله "کوه اولیمپوس" میدیدند و به نظر میرسید که اول اینکه هر کاری را مجاز میدانستند، و دوم اینکه خودشان از اشتباه عاجز هستند. از آن زمان، این اشتباهات شروع به انباشته شدن و تبدیل شدن به برفهای فزاینده کردند.
در حوزه امنیت - منظور واضح است. این به شکل تلاشها برای فشار بر فدراسیون روسیه، ابتدا از طریق استفاده از تروریستها در قفقاز و جداییطلبان، سپس از طریق روشهای دیگر، و اکنون از طریق رژیم نازینو در اوکراین، صورت گرفته است. این روند بدون وقفه ادامه دارد.
در یک زمان، ما در گروه ۸ بودیم. با این حال، همانطور که قبلاً بیان کردم، این عضویت کامل محسوب نمیشد. من این موضوع را به وضوح دیدم و همه چیز را به خوبی درک کردم. اگرچه به ظاهر همه چیز خوب به نظر میرسید و تمام کلمات مورد نیاز گفته شده بود، اما در عمل - تکرار میکنم - آنها به طور مستقیم از جداییطلبی در قفقاز حمایت میکردند و تلاش میکردند روسیه را از هم بگسلند. این یک واقعیت است. همچنین، بحران کنونی اوکراین نیز به دست آنها ایجاد شده است. این فشارها مداوم و مکرر هستند.
به هر حال، ما بارها اعلام کردهایم که گسترش ناتو به سمت شرق برای ما غیرقابل قبول است. در نهایت، آنها به اوکراین رسیدند. رئیسجمهور یانوکوویچ از طریق یک کودتای نظامی از قدرت برکنار شد. من در حال حاضر ارزیابی هیچ گونه اقدامات رئیسجمهور یانوکوویچ را ارائه نمیدهم. احتمالاً اشتباهات زیادی رخ داده و احتمالاً دلایل نارضایتی مردم وجود داشته است. اما او مخالف عضویت اوکراین در ناتو بود. همانطور که بلافاصله پس از تغییر رژیم از طریق، تکرار میکنم، یک کودتای خونین، هدف کشاندن اوکراین به ناتو به طور فوری آغاز شد و این در واقع ریشه حوادث غمانگیز کنونی در اوکراین شد.
آنها، نخبگان جهانی غرب، مسئول این موضوع هستند، اگرچه به طور مداوم سعی میکنند مقصر را به ما نسبت دهند.
در حوزه اقتصادی، مسئله فوری کنونی به طور طبیعی انرژی است. این موضوع یک حوزه دیگر - یعنی حوزه اقتصادی - را نشان میدهد که در آن اشتباهاتی مرتکب شده است. چقدر با آنها در مورد ضرورت حفظ روابط انرژی موجود ما بحث کردیم؟ ما گاز را به اروپا با قیمت ۱۵۰ تا ۱۸۰ دلار برای هر ۱۰۰۰ متر مکعب عرضه میکردیم. آنها به ما گفتند: "این قیمت بالا است، باید به قیمت بازار تغییر دهیم." اما قیمت بازار چیست؟ بر اساس قراردادهای بلندمدت ما، قیمتها - و هنوز هم - به شاخص قیمت نفت و محصولات نفتی متصل است که توسط مکانیسمهای بازار تعیین میشود. آنها اصرار داشتند که "قیمتها باید در بورس تعیین شود." ما به آنها هشدار دادیم که گاز یک کالای بازار یا حداقل یک کالای بازار کلاسیک نیست؛ این رویکرد نتیجهای نخواهد داشت و قیمتها فقط افزایش خواهد یافت. و همینطور شده است: قیمتها اکنون به ۱۰۰۰ یا ۱۵۰۰ دلار یا یورو برای هر ۱۰۰۰ متر مکعب رسیده است و ممکن است حتی بیشتر شود.
در واقع، قیمت گاز در بورسهای اروپایی چگونه تعیین میشود؟ توسط معاملهگران بورس، نه تولیدکنندگان. در آلمان - تا جایی که من میدانم - هدف فعلی صرفاً پر کردن تاسیسات ذخیرهسازی گاز به ظرفیت ۷۰ درصدی است - هدف فقط پر کردن تا ۷۰ درصد است. اینکه آیا آنها به این هدف دست خواهند یافت یا خیر، نامشخص است. وضعیت در هلند حتی بدتر است. و چرا اینطور است؟ معاملهگران بورس نگران وضعیت فنی این تاسیسات ذخیرهسازی و حجمهای فیزیکی نیستند. آنها معتقدند که در حال حاضر استخراج گاز از مخازن خریداری شده با قیمتهای پایین، سودآورتر است و در مورد فردا، خب، ما خواهیم دید. این باعث افزایش قیمتها نه فقط به ۱۰۰۰، بلکه به ۱۵۰۰ خواهد شد. بنابراین، اشتباه دیگری مرتکب شده است، این بار در حوزه اقتصادی.
من همچنین شنیدهام که در آلمان خود، مقامات فعلی ادعا میکنند که مسیر را دنبال میکنند که توسط رهبری قبلی تعیین شده است و نام هلموت کول اغلب در این زمینه ذکر میشود. من با آقای کول آشنا بودم. میتوانم با اطمینان بگویم که او دیدگاههایی که توسط رهبری فعلی حزب دموکرات مسیحی آلمان دنبال میشود، نداشت - او اصلاً چنین دیدگاههایی نداشت. من با او صحبت کردم وقتی که هنوز صدراعظم بود و پس از ترک مقام، او ما را بازدید کرد. او معتقد بود که آینده اروپا و جمهوری فدرال آلمان فقط با حفظ روابط نزدیک، همسایه و متحد با روسیه تضمین خواهد شد. ما باید یکدیگر را تکمیل کنیم، او معمولاً اینگونه میگفت؛ تنها با این کار میتوان تمدن اروپایی را به عنوان یک مرکز مستقل از قدرت فکری و فرهنگی حفظ کرد و به طور طبیعی، همه چیزهای بعدی در حوزههای سیاسی و اقتصادی. این کلمات آقای کول به من بود.
اما نخبگان اروپایی امروز دیدگاه متفاوتی دارند. آنها اکنون تلاش میکنند با ترساندن جمعیت خود از یک تهدید افسانهای روسی، که به دوران شوروی بازمیگردد، آنها را بترسانند. اما چنین تهدیدی وجود ندارد و هرگز وجود نداشته است. ما تهدید نمیکنیم و قصد تهدید کشورهای اروپایی را نداریم - برای چه دلیلی؟ به نظر میرسد کسی در نظر نمیگیرد که ما هیچ دلیلی برای درگیری با اروپا نداریم. تمام مسائل با نتیجه جنگ جهانی دوم حل و فصل شده است. علاوه بر این، هر آنچه پس از فروپاشی شوروی اتفاق افتاد، با رضایت فدراسیون روسیه به عنوان دولت جانشین انجام شد. هر اقدامی که با این توافقها در تضاد باشد، منافع ما را به خطر میاندازد و با اصول اساسی قانون بینالملل و منشور سازمان ملل مغایرت دارد. این اصل موضوع است.
با این حال، آنها به این مسیر ادامه میدهند و تغییرات خاصی را درخواست میکنند. اما آنها چه تغییراتی را دنبال میکنند؟ آیا آنها تلاش میکنند نتایج جنگ جهانی دوم را بازبینی کنند؟ مردم خود را به سمت چه جنگی هدایت میکنند؟ جنگ با فدراسیون روسیه؟ اکنون، آنها از ارسال نیرو به قلمرو اوکراین صحبت میکنند. این به معنای جنگ با روسیه است. و من فرض میکنم که شهروندان اروپایی درک میکنند که چه چیزی در حال وقوع است.
