با وجود اینکه هوشهای مصنوعی (AI) معمولاً با مدلهای چت که در حال حاضر در بسیاری از حوزههای اینترنت در دسترس هستند، مرتبط دانسته میشوند، اما در زندگی روزمره به روشهای متنوعی نیز حضور دارند. درک عمومی نادرست از این فناوریها، نیاز به درک ابزارهایی فراتر از کاربرد معمول آنها را ایجاد کرده است که زمینهساز مصاحبه بادیدگاههای عمومیاین هفته
علاوه بر درک اینکه هوش مصنوعی چگونه کار میکند و چگونه در رقابت ژئوپلیتیک بین چین و ایالات متحده قرار میگیرد، این گفتگو به مقررات پیشنهادی برای این فناوری در برزیل و تأثیر آن بر دموکراسی و روند انتخاباتی سال ۲۰۲۶ پرداخت.
برای بررسی این موضوع، ما اتوره مدیرس، دکتر و استاد ارتباطات اجتماعی در دانشگاه فدرال میناس ژرايس (UFMG) را دعوت کردیم که در زمینه فناوری و هوش مصنوعی تحقیق میکند.
«وجود انبوهی از احتمالات برای بازتعریف هوش مصنوعی وجود دارد. امروزه، تخیل ما و درک ما از هوش مصنوعی به شدت محدود به آنچه شرکتهای فناوری بزرگ خارجی برای ما ارائه میکنند، است. و این بسیار بد است، زیرا ما فرصت تصور آیندههای دیگر با هوش مصنوعیهای خودمان، بر اساس نیازهایمان را از دست میدهیم.» استاد اشاره میکند.
در طول مسیر تحصیلی خود، او همچنین در زمینههای مختلف از جمله مطالعات جنسیت و جنسیتگرایی، پلتفرمهای دیجیتال، برندسازی، بازاریابی دیجیتال، تنوع و فراگیری تحقیق کرده است.
مصاحبه کامل را بررسی کنید.
برزیل د فتو MG - هوش مصنوعی چیست و در زندگی روزمره ما کجا قرار میگیرد؟
اتوره مدیرسهوش مصنوعی یک حوزه در علوم کامپیوتر است که هدف آن ایجاد تواناییهایی در ماشینها است که شبیه به آنچه ما انسانها، موجودات زنده، میتوانیم انجام دهیم. چه برای تشخیص تصویر و چه برای ایجاد چیزی که شبیه یک گفتگوی گفتاری باشد، حتی اگر هوشهای مصنوعی چت در واقع با ما صحبت نکنند.
انواع مختلفی از هوش مصنوعی وجود دارد، از جمله آنهایی که از سال ۲۰۲۲ محبوبتر شدهاند، زمانی که شروع به تعامل به شکل چت کردیم. اما بسیاری دیگر در حوزههای مختلف نیز وجود دارند که بسیار قبلتر از اینکه متوجه شویم، در زندگی ما حضور دارند. برای مثال، هوش مصنوعی (یا هوشهای مصنوعی) وجود دارد که نوع محتوایی را که در فید رسانههای اجتماعی ما دریافت میکنیم، فیلتر میکند.
هوش مصنوعی دارای هوشهای مصنوعی تولیدی است که چیزی را تولید میکنند، یک متن، یک تصویر، یک ویدئو؛ اما انواع دیگری نیز وجود دارند که از طریق منطقهای آماری متعدد، محتوای خاصی را به ما میرسانند یا پیشبینی میکنند که هوا چگونه خواهد بود. هوش مصنوعی مدتها است که بخشی از زندگی ما است، بهویژه با رایانهها و تلفنهای همراه، اما اخیراً به دلیل محبوبیت چت، درباره آن بیشتر صحبت میکنیم.
در اوایل ژوئیه، سازمان ملل متحد (ONU) جلسهای را برگزار کرد که از خطرات هوش مصنوعی (AI) هشدار داد و بر مسئولیتپذیری شرکتهای توسعهدهنده تأکید کرد. با در نظر گرفتن اثرات منفی که این فناوری میتواند ایجاد کند، کدام خطرات در روند دموکراتیک، چه در برزیل و چه در سایر نقاط جهان، احساس میشود؟
ما بهطور واضح و مداوم به فید رسانههای اجتماعی خود متصل هستیم، و این موضوع از مدتها پیش وجود دارد، نه چیزی جدید. همانطور که گفتم، هوشهای مصنوعی وجود دارند که تعیین میکنند چه نوع محتوایی را دریافت میکنیم. و هدف شرکتهای بزرگ رسانههای اجتماعی (فناوریهای بزرگ) این است که ما را تشویق کند تا بیشترین زمان را در آنجا بگذرانیم. به عبارت دیگر، روشی که هوش مصنوعی برخی محتوا را برای ما نشان میدهد، بهطوری است که بخواهیم در آنجا بمانیم و بیشترین زمان ممکن را با اسکرول کردن فید بگذرانیم.
این موضوع تاثیر بسیار شدیدی بر دموکراسی دارد، زیرا تغییری رخ داده است: نحوه تعامل ما با جهان و مردم تغییر کرده است. امروزه ما محتوای زیادی از افرادی دریافت میکنیم که فکر مشابهی با ما دارند و اغلب قصد دارند ما را گمراه کنند. این اتاقهای بازتاب که درون رسانههای اجتماعی وجود دارند، یعنی فیلترهایی که باعث میشوند فقط محتوای مشابه را دریافت کنیم، توسط هوش مصنوعی شکل گرفتهاند. ما این موضوع را از سال ۲۰۲۲ هم قبلاً تجربه کردهایم.
چه چیزی منجر به بحث کمتر و تلاش کمتر برای مواجهه با تفاوتها و گفتگو میشود. از نظر سیاسی، این یک مشکل است زیرا دموکراسی دقیقاً به معنای برخورد با افکار و افراد متفاوت است. ما تنوع داریم و مخالفت بسیار مهم است در دموکراسی. علاوه بر این، که بخشی از آنچه را که به عنوان بازتاب هوش مصنوعی در دموکراسی میبینیم، امروزه هوش مصنوعی تولیدی خودمان است.
زمانی که فکر میکنیم امروزه یک فرد میتواند مستقیماً (چه به عنوان یک نامزد یا تخیلی) برای صحبت در مورد ایدههای خاص تولید شود، این امر ممکن است پیشداوریها را تقویت کند، با سخنرانیهای نفرتانگیز هماهنگ شود و اطلاعات نادرست در مورد دستور کارهایی که بر انتخابات و دموکراسی تأثیر میگذارند، ایجاد کند. این بسیار مضر است.
نه اینکه نمیتوانند کاربردهای مفیدی داشته باشند؛ کاربردهای مفیدی وجود دارند. اما چیزی که بسیار توجه مرا جلب میکند این است که امروزه بسیار آسانتر است وارد چت شوید و بگویید: «محتوایی ایجاد کنید که شبیه روزنامهنگاری باشد اما اطلاعات نادرست باشد، چیزی مرتبط با اخبار جعلی.» یا: «شخصیتهایی ایجاد کنید که شبیه چنین فردی با چنین ویژگیهایی باشد که این را بگوید.» بنابراین، تعادل بین آنچه واقعی است و آنچه ساخته شده است ظریفتر میشود.
امروزه هیچگونه مقررات قانونی در حال اجرا در برزیل وجود ندارد که هوش مصنوعی را پوشش دهد. پیشرفتهترین چیزی که داریم، لایحه 2.338/2023 است، از سوی سناتور Rodrigo Pacheco، که هدف اصلی آن توسعه، ترویج و استفاده اخلاقی و مسئولانه از هوش مصنوعی در برزیل است. ارزیابی شما از این مقررات چیست؟ در چه مرحلهای از روند قانونی است و چگونه با مقرراتی که امروزه در بقیه جهان در حال اجرا است، مقایسه میشود؟
بسیار جالب است که چنین لایحهای در برزیل وجود دارد، بسیار مهم است. این لایحه از AI Act، مدل قانونگذاری اتحادیه اروپا، الهام گرفته است که منطق سنجش انواع مختلف هوش مصنوعی بر اساس سطوح خطر که دارند، را دارد. برخی از کاربردها ممکن است خطرات بیشتری برای سلامتی، رفاه و دموکراسی ما داشته باشند، در حالی که برخی دیگر خطرات کمتری دارند. جالب این رویکرد فکر کردن بر اساس خطرات است.
واقعیت این است که چیزهای زیادی وجود دارد که میتوان در این لایحه بهبود بخشید. هنوز دوگانگی در بحثهایی که در کنگره صورت میگیرد، دیده میشود: یا «بیایید نوآوری کنیم و بنابراین به مقررات کمتر و مسئولیتپذیری کمتر از سوی شرکتهای هوش مصنوعی نیاز داریم»، یا «بیایید مقررات بیشتری داشته باشیم». به گونهای است که یک پارادوکس وجود دارد: ما باید در هوش مصنوعی پیش برویم، زیرا این برای اقتصاد مهم است، اما نمیتوانیم این کار را با محدودیتهای زیاد، تحریمها و غیره انجام دهیم، زیرا در غیر این صورت عقب خواهیم ماند.
فکر میکنم این نوع تفکر بسیار مضر برای پیشرفت هوش مصنوعی است، زیرا یک منافع اقتصادی از سوی شرکتهای فناوری بزرگ وجود دارد که این لایحه به گونهای تصویب شود که مسئولیتپذیری شرکتهای بزرگ را کمتر کند. بنابراین، بسیار مهم است که این بحث را داشته باشیم، در حالی که بسیاری از کشورهای دیگر فاقد مقررات یا لایحهای برای مقرراتگذاری هوش مصنوعی هستند. اما ما یک لابی قوی از شرکتهای فناوری بزرگ در کنگره میبینیم که منافع خود را دنبال میکنند. ما بیشتر یک منفعت اقتصادی و نه یک منفعت اجتماعی را مشاهده میکنیم.
شرکتهای فناوری بزرگ که من به آنها اشاره کردم، خارجی هستند و معمولاً از ایالات متحده، برخی از چین، اما عمدتاً از ایالات متحده هستند. هوش مصنوعی شرور نیست، نیازی نیست آن را به عنوان چیزی شرور ببینیم، اما روش فعلی ما در توسعه صنعت هوش مصنوعی به سمت چیزی نگرانکننده پیش میرود.
اما اگر در مورد توسعه مدلهای باز، زیرساخت هوش مصنوعی و مدلهایی که برزیلی هستند و قرار است مردم اینجا را توانمند سازند و بر اساس دادههای ما مورد استفاده قرار گیرند، صحبت کنیم، در این صورت ما در مورد مزایای هوش مصنوعی صحبت میکنیم. با این حال، از دیدگاه من، رویکرد فعلی در توسعه و بحث در مورد این جنبه امیدوارکننده هوش مصنوعی، موثر نیست. بنابراین، در عمل، ما خطر خالی کردن این لایحه و عدم انجام وظیفهای که برای آن پیشنهاد شده را داریم.
در این خلأ مقرراتی، در حال حاضر، قانون حفاظت عمومی از دادهها در برزیل، استفاده از هوش مصنوعی را تنظیم میکند. به طور خاص برای انتخابات، یک قطعنامه از دادگاه عالی انتخابات (TSE) در مورد تبلیغات انتخاباتی منتشر شده است که استفاده از هوش مصنوعی را در این انتخابات تنظیم میکند. دادگاه و دفتر دادستان کل اتحادیه (AGU) همچنین یک توافق همکاری فنی برای تنظیم و نظارت بر استفاده از هوش مصنوعی در کمپینهای انتخاباتی امضا کردهاند. بنابراین، چه قوانینی در سال 2026 برای انتخابات در مورد استفاده از هوش مصنوعی اعمال میشود، به این معنی که کاندیداها میتوانند و نمیتوانند از این ابزارها استفاده کنند؟
دشوار است که بگوییم چه کاری نمیتوان انجام داد، زیرا شکافهای حقوقی و قانونی زیادی وجود دارد. ما قوانین بسیار ساختاریافتهای در این مورد نداریم؛ برخی مقررات را داریم. آنچه میتوان درک کرد این است: بسیار مراقب نوع deepfake باشید که از آن استفاده میکنید، به عنوان یک کاندیدای شخص.
ما تأثیرات آن را به دلیل وجود فردی که نباید در هیچ جایی نمایش داده شود، حتی از طریق هوش مصنوعی، دیدهایم و حالا تصویر او در حال تکرار است. مراقبتی که باید انجام شود این است: قبل از دوره انتخابات، هرگونه تولید deepfake یا تصاویری که یک کاندیدای شخص را نشان میدهد، باید به طور کامل در 72 ساعت قبل، اگر اشتباه نکنم، مهار شود.
اما از نظر من، از نظر اخلاقی و در سطح تأثیر، فکر میکنم این نباید به هیچ وجه برای نمایش کسی که وجود دارد، استفاده شود. فرض کنید من یک کاندیدای شخص هستم، من از تصویر و صدای خودم استفاده میکنم، نه هوش مصنوعی که آن را تقلید میکند. چرا که وقتی فکر میکنیم کاندیداهای خودشان را از طریق هوش مصنوعی تقلید میکنند، شکاف ایجاد میکند تا دیگران را نیز در این بازی وارد کند، که رقبای آنها هستند.
بنابراین، از نظر اخلاقی، برای من بسیار ساده است، خوب است، شما میتوانید از هوش مصنوعی تولیدی استفاده کنید، به شرطی که مشخص کنید که یک هوش مصنوعی تولیدی است؛ به شرطی که با افرادی کار کنید که در واقع وجود ندارند؛ و مهمتر از آن، که هیچ گونه سخنانی در مورد نفرت و سایر مسائل اخلاقی که میدانیم از نظر اخلاقی مهم هستند، وجود نداشته باشد.
ما هنوز خیلی چیزها برای پیشرفت در مورد آنچه مجاز است یا نه، داریم. حوزه حقوقی در تلاش است تا بفهمد چگونه با چیزی که اکنون در حال شکلگیری است، کنار بیاید و هنوز نمیدانیم چگونه آن را در زندگی اجتماعی مدیریت کنیم. به ویژه در انتخابات، که یک زمینه کاملاً رقابتی است: ایدئولوژیک، سیاسی، اقتصادی و ارزشها.
چیزی که مشکلساز است این است که گاهی اوقات، کاندیدای شخص یا تیم او از آن استفاده نمیکند، بلکه رایدهندگان محتوایی را با قصد ایجاد تغییر یا ایجاد تنش در انتخابات تولید میکنند. و این فقط برای هوش مصنوعی نیست؛ از خارج کردن متن از زمینه تا کار با اطلاعات نادرست. به عبارت دیگر، این چیزی بسیار گستردهتر است.
در دیدگاه شما، چگونه بحث در مورد استفاده و تنظیم هوش مصنوعی به بحث گستردهتری که امروزه در مورد حاکمیت ملی و تلاش برای دخالت خارجی در انتخابات ما وجود دارد، مرتبط است؟
امروزه تقریباً غیرممکن است که در مورد حاکمیت ملی صحبت کنیم بدون اینکه در مورد حاکمیت دیجیتال نیز صحبت کنیم. آنها به هم مرتبط هستند. ما در جامعهای دیجیتالی و مبتنی بر پلتفرم زندگی میکنیم، به این معنی که بخش عمدهای از فناوریهایی که از آنها استفاده میکنیم، در دست تعداد کمی از شرکتها متمرکز است. و تعداد کمی از آنها شرکتهای برزیلی هستند، بیشتر آنها شرکتهای آمریکایی، برخی چینی، برخی از سایر نقاط آسیا، اما عمدتاً آمریکایی.
وقتی در مورد حضور این شرکتهای فناوری خارجی در زندگی ما صحبت میکنیم، در هر گوشهای وجود دارد: از نحوه مدیریت عمومی، یعنی شرکتهای بزرگ فناوری که در مدیریت عمومی برزیل دخیل هستند؟ مایکروسافت، گروه متا، اوراکل، آمازون؛ ما شرکتهایی داریم که دادههای ما، دادههای برزیلی، دادههای مربوط به شهروندان و شهروندان را در اختیار دارند.
چگونه مالکیت این دادهها توسط شرکتهای بزرگ مورد استفاده قرار میگیرد؟ چه کاری با این دادهها انجام میشود؟ حتی اگر قراردادهایی وجود داشته باشد که بگوید و شرکتهای فناوری بزرگ ادعا کنند "این دادهها را برای آموزش مدلهای هوش مصنوعی استفاده نمیکنیم"، سابقه نقض بسیاری از قراردادها توسط شرکتهای فناوری بزرگ خارجی وجود دارد.
اما ما همچنین شاهد استفاده خصوصی آن هستیم. سازمانها نیز این کار را انجام میدهند، نه فقط سازمانهای دولتی یا بخش سوم؛ سازمانهای خصوصی نیز از این فناوریها برای اهداف مختلف استفاده میکنند. وقتی در شبکههای اجتماعیام هستم، جمعآوری دادهها در آنجا وجود دارد. وقتی در یک چت با هوش مصنوعی هستم، جمعآوری دادهها نیز وجود دارد. به این معنی که دادههای زیادی وجود دارد که میتواند به طور مستقیم در حوزههای مختلف مورد استفاده قرار گیرد، از دادههای مربوط به یک کشور کامل، یک شهر، تا دادههای افراد عادی که میتواند برای تنظیم رفتار استفاده شود.
این چیزی است که در ایالات متحده در انتخابات 2016 اتفاق افتاد: دادههای زیادی جمعآوری شد تا ارزشها، باورها و ترسهای مردم را درک کنیم، و از آن برای ساخت پیامها، تبلیغات سیاسی و اطمینان از پیروزی یک نامزد خاص و نه نامزد دیگر استفاده شد.
بنابراین، امکان استفاده از دادههای ما برای کاهش حاکمیت ملی ما، افزایش نفوذ ژئوپلیتیک در اینجا، تنظیم رفتارها یا حتی تأثیرگذاری در انتخابات ملی ما نیز وجود دارد.
به این دلیل که امروزه برزیل کشوری است که مورد توجه بسیاری از کشورهای خارجی قرار گرفته است. ما همچنین در مورد ایالات متحده و چین صحبت میکنیم. ما شاهد بودهایم که دولت فدرال ایالات متحده در کشورهای آمریکای لاتین، حتی در سطح سیاسی و مستقیم، مداخله داشته است. و امروزه ایالات متحده نیز به برزیل نگاه میکند، حتی با تأثیرگذاری سیاسی، تا کسانی که به آنها منافع دارند، در مقامهای ریاست جمهوری و کنگره قرار گیرند. این برای ادامه هژمونی ایالات متحده در سطح جهانی است.
مسئله این است که ما به طور انتقادی و مکرر در مورد آنچه با دادههای خود انجام میدهیم، مشکلسازی نمیکنیم. این فقط در سطح فردی نیست، البته که نه؛ این مسئلهای ساختاری است. اما ما به حاکمیت ملی نیاز داریم و برای آن، به زیرساختهای فناوری و هوش مصنوعی خودمان نیاز داریم. ما باید اطمینان حاصل کنیم که دادههای ما در اینجا باقی میمانند و نه خارج از اینجا. ما باید فناوریهایی را توسعه دهیم که متعلق به ما و برزیلی باشد، نه فقط برای مدیریت عمومی، بلکه برای همه جنبهها.
چین دارای چندین رویکرد است که من معتقدم جالب است، اگرچه من نیز با برخی از آنها مخالفم. آنها نمونهای در سطح حاکمیت ملی همراه با حاکمیت دیجیتال بودهاند: توسعه ذهنها، افراد، فناوریها و زیرساختها برای چین، توسط چین. ما میتوانیم و باید از این ابتکارات مثبت که همچنین خارجی هستند، الهام بگیریم.
علاوه بر این، چگونه موضوع هوش مصنوعی در رقابت ژئوپلیتیک برای برتری جهانی، به ویژه بین چین و آمریکا، قرار دارد؟ چگونه این دو کشور با این موضوع برخورد میکنند؟
بنابراین، برای اینکه بتوانیم صنعت هوش مصنوعی را به شکل فعلی آن حفظ کنیم، با تمرکز بر شرکتهای بزرگ فناوری که بخش عمدهای از هوش مصنوعی را در اختیار دارند، به مقدار زیادی داده نیاز است. با این حال، مقدار زیادی از دادههای جنوب جهانی به شمال جهانی، به ویژه ایالات متحده، منتقل میشود.
آنها همچنین به نیروی کار نیاز دارند، زیرا برخلاف آنچه بسیاری فکر میکنند، برای آموزش یک مدل بزرگ هوش مصنوعی، اگرچه نه همه، اما این مدلهای عمومیتر (ChatGPT، GeminiI، Claude) به افرادی نیاز دارد که کار مدیریت را انجام میدهند. بنابراین، افرادی در آنجا وجود دارند که تصاویر را طبقهبندی میکنند تا مشخص شود آیا از تلفن همراه هستند یا خیر، پاسخها را ارزیابی میکنند. این کارها معمولاً به شدت کمپرداخت و غیررسمی است. و معمولاً افرادی که این نوع کار را انجام میدهند، از ساکنان جنوب جهانی، از جمله برزیل، هستند.
همچنین به مقدار زیادی آب و انرژی برای اینکه این شرکتهای فناوری خارجی بتوانند عملیات کنند، نیاز است. برزیل کشوری است که به خاطر داشتن انرژی "تمیز" شناخته شده است، اگرچه این بدان معنا نیست که خطرات زیستمحیطی وجود ندارد.
نکات متعددی وجود دارد: چین و ایالات متحده علاقه شدیدی به اشغال مکانهای مختلف به روشهای مختلف، جمعآوری دادهها و ورود به بازار برخی از کشورها دارند، از طریق کارهایی که غیررسمی هستند. و به یاد داشته باشید، جمعیتهایی وجود دارند که بیشتر در معرض کار غیررسمی قرار دارند، مانند ما در اینجا.
از جنبه دیگر، وقتی در مورد فلزات انتقادی صحبت میکنیم که در خاکهای نادر وجود دارند و به ساخت قطعات و زیرساختهایی که مدلهای هوش مصنوعی را پشتیبانی میکنند، کمک میکنند، برزیل نیز در خط مقدم قرار دارد. قلمرو ما دارای مقدار زیادی خاک نادر است، دومین کشور با بیشترین مقدار در جهان، بر اساس دادهای که تا به حال شناخته شده است.
به این معنی است که تمایلی به حفظ هژمونی بر ما وجود دارد، به ویژه از سوی ایالات متحده و امپریالیسمی که میخواهد از سایر کشورها حداکثر سود را ببرد. و البته، امروزه ایالات متحده به دلیل پیشرفتهای فناوری، به ویژه در زمینه رباتیک و هوش مصنوعی، اندکی از این هژمونی دست میکند. بنابراین، آنها اساساً فکر میکنند: «وای، من برای مدتها امپراتوری بودم، من قوانین را تعیین میکردم، و حالا کشوری در آسیا میخواهد با من رقابت کند.»
اما در این دو کشور دو رویکرد کاملاً متفاوت مشاهده میکنیم: در حالی که چین به نظر میرسد بیشتر به درون متمرکز است، هوش مصنوعی و فناوریهای خود را توسعه میدهد، اما قطعاً میخواهد آن را به بقیه جهان گسترش دهد؛ در ایالات متحده شاهد حرکتی خشنتر و بسیار متمرکز بر «من باید این دشمن رو که در حال رشد است، حمله کنم» هستیم. و نه سرمایهگذاری داخلی و ملی برای توسعه آن برای مردم، بلکه برای حفظ هژمونی. ما رویکردهای خشنتری از سوی ایالات متحده میبینیم؛ اگرچه این موضوع تا حدی در چین نیز وجود دارد، اما بسیار کمتر است.
به این معنی است که ما این رقابت را با استراتژیهای مختلف مشاهده میکنیم. با این حال، در عصر جهانیسازی، غیرممکن است به استقلال کامل، چه اقتصادی و چه سیاسی، فکر کنیم. این اصطکاک ادامه خواهد داشت و منجر به بسیاری از مسائل نظامی خواهد شد، به ویژه اینکه هوش مصنوعی امروزه برای اهداف نظامی نیز تغذیه میشود، که یک واقعیت غمانگیز دیگر است.
اغلب فکر میکنیم: «وای، مردم فقط ویدیوهای دوستداشتنی از گربهها میسازند و میخوانند.» نه، هوش مصنوعی نیز برای اهداف نظامی مورد استفاده قرار میگیرد، در سلاحهای خودکار که اهداف را انتخاب میکنند و حتی برای جمعآوری دادهها. کسی میتواند به یک کشور حمله کند و در حالی که آن را برای اهداف جنگی نابود میکند، دادههای زیادی از آن کشور جمعآوری کند.
از سوی دیگر، حتی اگر هوش مصنوعیها خنثی نباشند، به خودی خود فناوری بدی نیستند. در این زمینه، چه کاربردهای مثبتی میتواند از هوش مصنوعی حاصل شود؟
ما کاربردهای بسیار مثبتی در بسیاری از زمینهها داریم، از جمله در پزشکی. همه کاربردهای این حوزه لزوماً مثبت نیستند، اما امروزه هوش مصنوعیهایی وجود دارند که میتوانند حجم بسیار زیادی از دادهها را پردازش کنند. چیزی که به صورت فردی برای ما امکانپذیر نیست. برای تشخیص یا شناسایی سلولهایی که ممکن است دچار جهش شده باشند، در پزشکی از آن استفاده میشود و چیزی مثبت است.
همچنین میبینیم که حاکمیت دیجیتال فقط به آنچه ما آن را ملی درک میکنیم، محدود نمیشود. یک جمعیت خاص در یک مکان خاص ممکن است هوش مصنوعی خود را توسعه دهد تا بتواند مشکلات را حل کند یا فرصتهایی را در آن زمینه بیابد.
تصور کنید: ما یک جامعه کوچک هستیم که از کشاورزی خودکفا میزنم و با مشکلاتی در خاک مواجه هستیم. چگونه میتوان هوش مصنوعی را توسعه داد تا نوعی مشکل را در آنجا حل کند، به عنوان مثال، برای مشاهده علل احتمالی (گویی بگوییم) فرسایش؟ آنچه میتوان در آنجا انجام داد، شناسایی الگوهای خاک، الگوهای باران، رطوبت هوا است؛ به طور کلی، امکانات زیادی وجود دارد.
چیزی که میتوانیم در سطح فردی انجام دهیم، جالب است که برخی از هوشهای مصنوعی (AI) وجود دارند که میتوانید آنها را در کامپیوتر خود نصب کنید. بنابراین، نیازی به استفاده از هوش مصنوعی مرتبط با یک برند و جمعآوری دادههای شما نیست.
فرض کنیم میخواهم از اینجا یک هوش مصنوعی متنباز استفاده کنم، یعنی که اجازه میدهد من به درک دقیقتری از نحوه عملکرد آن برسم، زیرا فاقد راز تجاری است و دادههای من لزوماً برای مقاصد خاصی جمعآوری نمیشوند. بنابراین، میتوانم آن را در کامپیوتر خود نصب کنم و با این کار، روتین خود را بهینهسازی کنم و از کسبوکار کوچک خودم مراقبت کنم، یا در بهینهسازی روتینهای تولید فکر کنم.
به این معنی که جایگزینهایی برای مدلهای عمومی هوش مصنوعی وجود دارد که جامعه به شدت از آنها استفاده میکند. امکانات بیشماری برای بازتعریف هوش مصنوعی وجود دارد. امروزه، تصور ما و درک ما از هوش مصنوعی بسیار محدود به آنچه شرکتهای فناوری بزرگ خارجی برای ما ارائه میدهند، است.
این بسیار بد است، زیرا ما فرصت تصور آیندههای دیگر را از نیازهای خود از دست میدهیم. و این نیاز به سرمایهگذاری در فناوری، اطلاعات و زیرساختهای ما دارد. تا همه افراد حداقل بدانند چگونه هوش مصنوعی کار میکند. و من نمیگویم که باید عمیقاً زبانهای برنامهنویسی را درک کنند، اما باید روشهایی وجود داشته باشد تا جمعیت به طور کلی سواد دیجیتال داشته باشد و نوعی دانش دریافت کند تا بتواند خود آن را در آن زمینه محلی شناسایی کند. ما به هوش مصنوعی همهکاره نیاز نداریم.
به اصطلاح "دیپفیک" (deepfakes) باید یکی از چالشهای اصلی محیط دیجیتال در انتخابات سال 2026 باشد. چگونه رایدهندگان عادی میتوانند خود را از دیپفیکها یا سایر انواع اطلاعات نادرست تولید شده توسط هوش مصنوعی در شبکههای اجتماعی محافظت کنند؟
بسیار رایج است که من، که در این زمینه مطالعه میکنم، اغلب ویدیویی را میبینم و نمیدانم آیا آن توسط هوش مصنوعی ساخته شده است یا خیر. برخی از تکنیکهای پیشرفته محاسباتی وجود دارند که سعی میکنند درک کنند که آیا چیزی با هوش مصنوعی ساخته شده است یا خیر. اما اگر به آنها دسترسی ندارم، چه کنم؟
در اینجا ما باید کمتر در مورد فناوری فکر کنیم و بیشتر در مورد تفکر انتقادی. چیزی که من میبینم، آیا بسیار با چیزی که من باور دارم، تأیید میکند؟ آیا چیزی که در این زمینه انتخاباتی یا در چارچوب رقابتهای ایدئولوژیک و سیاسی ظاهر میشود، بسیار مناسب به نظر میرسد؟ در اینجا ما باید دست به کار شویم و بررسی کنیم.
باید ببینم: آیا هرگونه موسسه بررسی واقعیت وجود دارد که وزن داده باشد و تعیین کند که آیا چیزی ساخته شده است یا خیر؟ شاید در خود نظر، اطلاعاتی وجود داشته باشد؛ کسی ظاهر میشود و میگوید: "این اطلاعات نادرست است، ساخته شده است، اینجا لینکی است که کل روند را توضیح میدهد."
ما نیاز به این تأمل داریم، و این مستلزم آن است که از منطق مصرف سریع محتوا خارج شویم. ویدیوهای کوتاه دیگر منطق تفکر ما را تسریع نمیکنند. ما در مدت زمان کوتاهی اطلاعات زیادی دریافت میکنیم. در زندگیمان با اشباع محتوای عظیمی مواجه هستیم. و اغلب توانایی انتقادی و امکان تأمل ما را از دست میدهیم؛ و در نتیجه، تصور میکنیم که هر آنچه میبینیم واقعیت است.
چیزی که نباید از دید آن غافل شویم این است: شاید فقط با نگاه کردن به ویدیو نتوانی بفهمی که آیا آن ویدیو دستکاری شده است یا خیر. ممکن است لازم باشد اطلاعات دیگری را برای بررسی آن جستجو کنی. بنابراین، در درجه اول، من دعوت میکنم: برخی از چیزها را در ویدیو تحلیل کن.
اگر در هر لحظه دست یا چهرهای از هیچجا ظاهر شود، یا چهرهای با الگوی مشخص و ناگهان الگو تغییر کند، یا حرکتی بسیار سریع که جزئیات را ماکار میکند، زیرا وقتی آهستهتر حرکت کنی، جزئیات بیشتری میبینی. اما البته، هوشهای مصنوعی وجود دارند که میتوانند واقعگرایی بالایی را شبیهسازی کنند.
اما گام دوم این است: شک کن، تحقیق کن و خودت را مطلع کن. بسیار مراقب تعصب تأیید کننده باش، زمانی که فکر میکنی: «این خیلی منطقی به نظر میرسد»، فقط به این دلیل که با اعتقاد تو همخوانی دارد. من در این زمینه کمی وسواسی هستم: من از بسیاری از چیزها شک دارم.
اغلب اوقات واقعی است، اما من بررسی میکنم که آیا آن اطلاعات در رسانههای بزرگ منتشر شده است یا خیر، اما نه لزوماً از سوی افرادی که هرگز ندیدهام؛ بلکه از سوی رسانههای خبری معتبری که میدانم تحقیقات جدی انجام میدهند و درک میکنند که آیا آن چیز واقعی است یا خیر. بنابراین ما به توانایی انتقادی و تأمل انتقادی نیاز داریم.
