این نمایش توسط میزبان به عنوان "پاک" علامتگذاری شده است.
هاینلین اولین رمان خود را در سال 1948 منتشر کرد و در عرض یک دهه، آثار مهمی را منتشر کرد. آنچه این رمانهای اولیه را از آثار بعدی او متمایز میکند این است که او تا حد کمتری مرزهای آنچه میتواند در مورد آن بنویسد را به چالش کشیده است، همانطور که در دهه 1960 و بعد از آن میکند. اما رمانهای خوبی در این دوره وجود دارند.
رمانهای اولیه هاینلیندر دهه 1950، هاینلین با مجموعه نوجوانان خود مشغول بود، اما همچنین وقت خود را برای نوشتن برخی رمانهای بزرگ اختصاص داد، و برخی از آنها بسیار خوب هستند. چند مورد از آنها گسترش آثار کوتاهتر قبلی او بودند که به رمانهای کامل تبدیل شدند.
- فراتر از افق (1948)- این اولین رمان هاینلین پس ازبرای ما زندهها(که هرگز در دوران حیات او منتشر نشد؛ هاینلین میدانست که این اثر پایینتر از حد است). این رمان در جامعهای آیندهنگر اتفاق میافتد که نوعی از ژنتیک را تمرین میکند، با برنامهای پرورش برای تولید انسان کامل از طریق انتخاب سلامت، طول عمر و هوش. شخصیت اصلی، هاملتون فلیکس، فرد مناسبی نیست، اما نزدیک به پایان است. و این جامعه همچنین به این نکته اهمیت داده است که تعداد مشخصی از افرادی را که بخشی از برنامه پرورش نیستند، به عنوان نوعی کنترل برای آزمایش حفظ کند. هاملتون فلیکس در واقع آخرین مرحله این برنامه است، اما تا به حال علاقهای به ازدواج یا تولید مثل نشان نداده است. اما در طول رمان، او متقاعد میشود. فرزندان او به عنوان نقطه پایانی برنامه در پایان رمان نشان داده میشوند. یک زیرداستان شامل دوستش موردن کلود (در این کتاب، همه نام خانوادگی را اول قرار میدهند) است که به زنی که ملاقات میکند، علاقهمند میشود. وقتی او عطسه میکند، کلود شروع به شک کردن میکند که او یکی از "طبیعیهای کنترل" است. آنها محافظت میشوند، اما به وضوح این یک طبقهبندی اجتماعی است، که در هر جامعهای که ژنتیک را تمرین میکند، انتظار میرود، و برای کلود نامناسب است. اما عشق همه چیز را فتح میکند، و سپس او متوجه میشود که او در واقع یک طبیعی کنترل نیست، که به نظر من نتیجهای ضعیفتر است.
جنبه دیگری از این جامعه این است که اکثر مردم مسلح هستند و دوئلهای رایج است. این به عنوان "جامعه مسلح، جامعه مودب" توضیح داده میشود، زیرا اگر کسی را آزار دادید ممکن است خود را در یک دوئل خیلی زود پیدا کنید. بسیاری از علاقهمندان به سلاحها این را درک کردهاند و آن را به عنوان حقیقت آشکار تکرار میکنند، اما حتی یک بررسی سطحی از جوامعی که سلاحهای زیادی دارند نشان میدهد که این نادرست است. - ستون ششم (1949)این رمان در اصل به صورت سریالی در سال 1941، در اوج جنگ چین و ژاپن، نوشته شده است و این ایدههایی را در این کتاب تحت تأثیر قرار میدهد. صحنه آن ایالات متحدهای است که توسط فدراسیون پانآسیایی فتح شده است. این فدراسیون قبلاً اتحاد جماهیر شوروی و هند را جذب کرده بود و به شیوهای بسیار شبیه به خطرات زرد به تصویر کشیده شده است. جان دبلیو کمپبل نقش زیادی در این مورد داشت و این رمان را به چیزی تبدیل میکند که میتوانید بدون از دست دادن زیاد آن را نادیده بگیرید. پانآسیاییها آمریکاییها را به عنوان برده میدانند. و سیاست آنها نسبت به بردگان این است که "تنها سه چیز است که بردگان به آن نیاز دارند: کار، غذا و دین." در یک پایگاه نظامی آمریکایی پنهان در کوههای کلرادو یک سلاح معجزهآسا کشف میشود که میتواند بکشد و به نوعی میتوان آن را تنظیم کرد تا فقط آسیاییها را تحت تأثیر قرار دهد و نه آمریکاییها. از آنجا که پانآسیاییها دین را مجاز (بهتر است تا بردگان را آرام کند) دانستهاند، آمریکاییها دینی ایجاد میکنند و از آن برای نفوذ در تسهیلات پانآسیایی استفاده میکنند. هاینلین خودش نظر خوبی در مورد این رمان نداشت و به حق چنین است.
- استادان عروسک (1951)این رمان محصول پارانوای آن دوران در مورد کمونیستهاست. اما این رمان بیشتر یک استعاره است تا یک سخن مستقیم ضد کمونیستی. اساساً در مورد "عدو درونی" است، به شکل انگلهای بیگانه به نام لوبیا که میتوانند کنترل سیستم عصبی یک انسان را به دست بگیرند و او را به یک برده بیقدرت از بیگانه تبدیل کنند. و آنها در تلاش برای فتح جهان هستند، اگرچه تمام اقداماتی که ما شاهد آن هستیم در ایالات متحده اتفاق میافتد. این اساساً طرح داستان است و بارها تکرار شده است. اما هر دو این رمان و رمان قبلیغارتگران بدنطرح داستانی و بارها تکرار شده است.ستون ششماین متن بازتابی از احساس شک و تردید فراگیر در جامعه است، زمانی که مردم فکر میکردند کمونیستها زیر هر رختخواب هستند و قصد دارند جوانان را فاسد کرده و شیوه زندگی آمریکایی را بر هم بزنند. و قابل توجه است که سازمانی که رهبری مبارزه با این موجودات را بر عهده دارد، یک گروه فوق محرمانه است که بدون اطلاع کنگره تأسیس شده و فقط به رئیسجمهور پاسخگو است.
- ستاره دوگانه (1956)این زمانی است که هاینلین بهعنوان نویسنده واقعاً درخشش میکند، و این موضوع با کسب جایزه هوگو برای بهترین رمان برای اولین بار نشان داده شد. طرح داستان تا حدی یادآور زندانی زندا است. در یک سیستم خورشیدی آینده، زمین، زهره، مریخ و قمرهای مشتری تحت یک دموکراسی پارلمانی متحد شدهاند که خود تحت یک پادشاهی مشروطه قرار دارد. تصور کنید شبیه بریتانیا است، اما در این مورد، خاندان اورنج پادشاهان هستند. یک سیاستمدار به نام جان جوزف بونفورت رهبر ائتلاف گسترشطلبان است و یکی از برجستهترین سیاستمداران در سیستم خورشیدی محسوب میشود. و او در یک زمان بحرانی ربوده شده است. کارکنانش یک بازیگر به نام بزرگ لورنزو را پیدا میکنند که از نظر فیزیکی شبیه به بونفورت است تا بتواند او را جاسوسی کند، در حالی که تلاش میکنند بونفورت واقعی را بازگردانند. آنها موفق میشوند، اما ربودهشدن او بسیار شدید بوده است، بنابراین بازیگر باید برای کمپین انتخاباتی ادامه دهد. و او برنده انتخابات میشود، اما بونفورت واقعی میمیرد. بازیگر سپس بهجای او ادامه میدهد.
دو چیز که این رمان را بسیار جالب میکند، اول تمرکز بر بازیگری از دید لورنزو و دوم، تمرکز بر ماشین سیاست است. و این بر اساس تجربه شخصی هاینلین در سیاستهای انتخاباتی است. اگرچه او در انتخاب شدن ناموفق بود، اما بهطور واضح بسیاری از جزئیات روند را جذب کرده بود. و او کتاب غیرداستانی با عنوان "بازپسگیری دولت خودتان" را نوشت.بازپسگیری دولت خودتان (1992)که پس از مرگ او منتشر شد. زیرعنوان آن بود: "یک راهنمای عملی برای شهروندان عادی که میخواهند دموکراسی کار کند."یک راهنمای عملی برای شهروندان عادی که میخواهند دموکراسی کار کندو در اصل در سال 1946 نوشته شده بود. این کتاب بر اساس تجربه او با EPIC و تلاش برای انتخاب آپتون سینکلر بهعنوان فرماندار کالیفرنیا در سال 1934 نوشته شده بود. - دره ورودی تابستان (۱۹۵۷)این یک رمان خوب دیگر است که چندین تم دارد که در آثار هاینلین تکرار میشود. اول اینکه هاینلین یک دوستدار قطعی گربهها بود. عنوان از یک گربه گرفته شده که در میانه زمستان از در به در میرفت تا در را به سمت تابستان پیدا کند. دوم، شخصیت اصلی یک مهندس است که البته پیشینه هاینلین است. سوم، عنصر سفر در زمان است. مردم میتوانند از طریق نوعی انیمیشن معلق به نام خواب سرد به آینده سفر کنند. اما برای اهداف داستان، یک دانشمند دستگاهی برای سفر در زمان اختراع کرده که به نوعی کار میکند. این دستگاه یک دانشجو به نام لئونارد وینسنت را چند قرن به عقب به ایتالیا میفرستد جایی که او به لئوناردو داوینچی تبدیل میشود. اما قهرمان ما، دانیال بوون دیویس، دقیقاً به جایی که میخواست برود بازمیگردد. در این رمان چند چیز جالب توجه وجود دارد. اول اینکه گربه، پیت، نام کامل «پترونیوس دا ربر» را دارد که نویسنده ساتیریکون بود، بنابراین علاقه هاینلین به جنسیت به طور غیرمستقیم شروع به ظاهر شدن میکند. دوم، وقتی دان به گذشته بازمیگردد، در میانه یک اردوگاه عریانگرایان فرود میآید و این هم چیزی است که هاینلین به آن خیلی علاقهمند بود.
داستان به طور خلاصه این است که دان توسط شریک تجاری و منشی/عروس آیندهاش از اختراعاتش دزدیده میشود، سپس در خواب سرد قرار میگیرد، به زمان قبل از دزدی بازمیگردد و چیزها را به رضایت خود اصلاح میکند، و دوباره در خواب سرد قرار میگیرد تا برنامههایش را به پایان برساند. این یک داستان نسبتاً خوب است. - فرزندان متوشلاه (۱۹۵۸)این در اصل یک نوول بود که در سال ۱۹۴۱ نوشته شد و سپس به یک رمان گسترش یافت. بخشی از تاریخ آینده است. لازاروس لانگ را معرفی میکند که به عنوان شخصیت دوم هاینلین در بسیاری از کتابهای آیندهاش ادامه خواهد یافت و به این ترتیب به طور ضمنی آن کتابها را بخشی از تاریخ آینده میکند، اگرچه اکثر دانشمندان با این نظر مخالفند. آنچه قابل انکار نیست این است که این رمان سنگ بنای مسیر هاینلین در بسیاری از داستانهای آیندهاش است.
داستان با مرد کسبوکار موفق به نام ایرا هاوارد آغاز میشود که در قرن نوزدهم در حدود ۴۹ سالگی از کهولت سن میمیرد. در وصیتنامهاش، املاک خود را به ناظران امین میسپارد با ماموریت یافتن راهی برای افزایش طول عمر انسان. بهترین ایدهای که میتوانند ارائه دهند، تشویق (مالی) افرادی است که پدربزرگ و مادربزرگ با عمر طولانی دارند تا با یکدیگر ازدواج کنند و فرزندانی داشته باشند. آنها این کار را ادامه میدهند و تا قرن ۲۲، خانوادههای هاوارد، همانطور که خود را مینامند، طول عمر متوسطی معادل ۱۵۰ سال دارند. اما مجبورند این موضوع را از بقیه جامعه پنهان کنند و از زمان به زمان «مرگ» را به نمایش بگذارند و به کسی دیگر تبدیل شوند. این نمایش کمک میکند تا آنها در طول سالهای نحمیا اسکودر و جانشینان او زنده بمانند، اما برخی از آنها در دوران حکومت پیمان خود را فاش میکنند. این امر نتیجه بدی به دنبال دارد، زیرا مردم به رازی که خانوادههای هاوارد پنهان میکنند، علاقهمند میشوند و ممکن است برای به دست آوردن آن حاضر به کشتن دیگران باشند. بنابراین، خانوادههای هاوارد یک سفینه ستارهای را به سرقت میبرند و فرار میکنند. یکی از افرادی که در این سفینه حضور دارد، اندرو جکسون «اسلایپاستیک» لیبی است که ابتدا در داستان کوتاه ما با او آشنا شدیم.مخالف با استاندارداو موفق میشود یک موتور سریعتر از نور را توسعه دهد. آنها در نهایت تصمیم میگیرند به زمین بازگردند، جایی که متوجه میشوند دانشمندان روشهایی برای تمدید عمر انسان پیدا کردهاند و دیگر دشمن نیستند، بلکه به دلیل آوردن موتور FTL مورد استقبال قرار میگیرند.
این قطعاً رمانی ضروری برای هر کسی است که میخواهد وارد جهان هاینلین شود. بسیاری از آثار دیگر بر اساس آن است.
لینکها
- https://fa.wikipedia.org/wiki/فراتر_از_این_افق
- https://fa.wikipedia.org/wiki/ستون_ششم
- https://fa.wikipedia.org/wiki/اربابان_عروسک
- https://fa.wikipedia.org/wiki/ستار_دوجین
- https://fa.wikipedia.org/wiki/بازپس_گرفتن_دولت
- https://fa.wikipedia.org/wiki/در_های_به_تابستان
- فرزندان متوشلاه: کودکان افسانهای که طول عمرشان فراتر از تصور است.
- دوران طلایی: آثار رابرت هاینلین، نویسنده علمی-تخیلی پیشرو، نگاهی به رمانهای اولیه او دارد.
